همه روزهای زندگی ام

دیروز!

با حدود دو متر قد و ٢٠٠ کیلو وزن وایساده جلوی میز من و بلند بلند و با آب و تاب داره حرف میزنه! وسطاش بالا و پائین هم می پره با اون هیکل! هی میگم الان میره، الان میره! اما تازه بقیه حرفاش یادش میاد! هی جواب هم می خواد حالا! چه بدبختی گیر افتادم ها ! کلافه

گردنم خشک شد اینقدر اینوری نگهش داشتم! چرا یکی نیست بگه مرتیکه زیپ شلوارت بازه؟!!!!!!

+نوشته شده در دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ساعت٩:۳٩ ‎ق.ظتوسط ستاره | نظرات ()