همه روزهای زندگی ام

یه حالی داشتم که نپرس....

 

الان که اینا رو می نویسم :

١- خیلی خوابم میاد!خمیازه

٢- خیلی گرسنه ام! ( چون ناهار جوجه کباب بود و من معمولاً اینجور وقتا گشنه می مونم!)سبز

٣- خیلی دوست دارم یه کاری انجام بدم که نمی دونم چیه!نگران

۴- حوصله ندارم برم خونه (چون تنهام!)ابرو

۵- کارای دانشگاهم مونده ! (و لازم به یادآوری هم نیست که حوصله انجامشونو ندارم!)زبان

۶- دلم می خواد یه رمان تووووپ بخونم و الان هیچ کتابی دم دستم نیست که نخونده باشم !یول

٧- دلم یه مسافرت لوکس می خواد!!هورا

٨- شام درست نکردم و فقط بهش فکر کردم!خیال باطل

٩- مهمونی فردا رو کنسل کردم!خنثی

١٠- پروژه ی فعلی رو دوست ندارم!خمیازه

١١- محمد داره میره دبی ماموریت و من دارم نمی رم !عصبانی

١٢- کسی برای وبلاگم پیغام جدید نذاشته و دچار کمبود توجه شدم!گریه

....... یه عالمه دیگه هم هست تازه ! الان فقط فکر کن چه حال خوش!!!! و چه اخلاق خوشتری!!!! دارم. شیطان

+نوشته شده در چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧ساعت٥:۳٠ ‎ب.ظتوسط ستاره | نظرات ()