همه روزهای زندگی ام

دیوار

دقت کردی چقدر نسبت به چیزهایی که داریم بی دقتیم؟ توی مسیرم به خونه روی یه دیواری نوشته : هیچ لباسی زیباتر از سلامتی نیست . و من هرروز که این جمله رو می بینم می گم واقعاً ! خدا رو شکر ! بعدش دیگه به اینکه داری خسته از سر کار بر می گردی فکر نمی کنی، به این فکر می کنی که خدا رو شکر که سلامتی و می تونی مفید باشی. دیگه فکر نمی کنی که وای الان تازه باید برم شام درست کنم، فکر می کنی که خدا رو شکر که همسرت شام خوردن توی خونه و در کنار تو رو به همه چیز ترجیح میده و سالمه و غذای رژیمی خاصی نمی خواد. بعد لبخند می زنی و قدمهاتو سریع می کنی به سمت خونه.... .

امسال چند تا از دوستانم مامان میشن : راضیه، مرجان، اعظم، طهورا (که البته چند ماهه گل پسرش دنیا اومده) . مامان شدن اسمش ساده است ، اما یه اتفاق خیلی خیلی مهم توی این کلمه ی ساده است .به نظرم امسال مهمترین سال زندگیشونه، چون یه تحول دائمی و بزرگ توی زندگیشون اتفاق می افته که بقیه مسیر زندگی رو تحت تاثیر قرار میده. برای همشون و کوچولوهای دلبندشون آرزوی سلامتی می کنم.

امروز بلیت گرفتم برای آخر هفته ی دیگه بریم خونه ی خانواده ی محمد. فکر کنم ٣-۴ ماهه که نرفتیم. خودمو که جای اون می ذارم دیگه به خودم اجازه نمی دم غر بزنم که باز چند روز تعطیلی داریم میریم شیراز ! به خودم میگم چرا ما دخترا فکر می کنیم بیشتر دلمون برای خانواده مون تنگ میشه؟! اگه ٣٠ سال دیگه پسر منم راه دور بره چقدر دلم طاقت میاره؟! با همین فکرا برگشت رو یک روز دیرتر گرفتم، بالاخره یک روز هم یک روزه. جهنم که من یه روز مرخصی می گیرم...

 

+نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸ساعت۱۱:٠۳ ‎ق.ظتوسط ستاره | نظرات ()