همه روزهای زندگی ام

سفر به آخر دنیا (8) : کیپ تاون- روزهای آخر

نوشتن این سفرنامه خیلی طولانی شد! امروز سعی می کنم تمومش کنم دیگه. بعد پست عکسها رو میذارم:

روز بعد، حدود ساعت 10 چنتل اومده بود دنبال ما. برنامه ی اون روز باغ پروانه ها بود و بازدید از شامپانزه ها و مزرعه شراب. قرار بود اگر رسیدیم به یه کارخانه ی جواهر سازی هم بریم و خرید کنیم. که اون رو نرفتیم و بجاش رفتیم یه مرکز خرید و باقیمونده ی سوغاتی ها و خریدها رو انجام دادیم و یه چمدان هم خریدیم و برگشتیم هتل. (از باغ پروانه ها، شامپانزه ها و مزرعه شراب عکس میذارم و روی عکس توضیح خواهم داد)

یکشنبه بود و روز آخر . قرار بود ساعت 7 عصر فرودگاه باشیم . پس تا عصر وقت داشتیم بگردیم. اول رفتیم کنار اسکله، روز تعطیل بود و کلی گروههای موسیقی و رقص داشتند برنامه اجرا می کردند. یه چرخ و فلک بزرگ کنار اسکله هست که از بالای اون شهر معلومه. رفتیم سوار شدیم. بعدش هم رفتیم ایستگاه اتوبوسهای دو طبقه ی گردشگری و تا ظهر شهر و جاهای دیدنی اش رو گشتیم. کنار اسکله یه بازار محلی سرپوشیده بسیار دیدنی بود که رفتیم اونجا و بعد هم برگشتیم هتل و چک آوت کردیم و رفتیم فرودگاه....

من سفر زیاد رفتم، چند کشور اروپایی، کشورهای همسایه، چین و هنگ کنگ... ولی اگر کسی ازم بپرسه بهتره کجا برم برای سفر بدون معطلی میگم آفریقای جنوبی ! و به خودم هم قول دادم حتما حتما سال بعد این موقع دوباره برم، این بار با دخترک... 

+نوشته شده در چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤ساعت۱٢:٥۳ ‎ق.ظتوسط ستاره | نظرات ()