همه روزهای زندگی ام

آموزش چای پرتقالی !

در راستای تشریف فرمایی مادر شوهر جان کدبانو گری بنده هم گل کرده و همش در حال سرچ غذاهای جدید جهت مراسم شیرین "پوز زنون" می باشم  (از پیشنهادات شما استقبال میشه) ! از اونجایی که من خسیس نیستم خواستم شما رو هم در یک تجربه جالب سهیم کنم.

ما در شرکت یه آقای خدمات داریم که وظیفه ی خطیر چای آوردن و بردن و آوردن ناهار من به اتاقم رو به عهده داره. مطابق معمول همه جاهایی که من کار کردم اینجا هم توجه و محبت کارکنان خدماتی رو شدیداً جلب کردم ( یادآوری اینکه هنوز شرکت قبلی میرم پیرمرد خدماتی اونجا به سرعت خودش رو می رسونه و ابراز دلتنگی می کنه) این آقای خدماتی که بهش میگیم آقای میم رشتی تشریف دارن و تا مدتها فکر می کرده منم شمالی هستم (قیافه ام شمالی نیست، بخاطر این فکر می کرده شمالیم که توی شهرشون فامیلی من زیاد بوده ظاهراً) بگذریم... این آقای میم دیروز یک چایی برای من آورد که هوش از سرم پرید از بس خوشمزه بود ! مزه ی گل و هل و دارچین و... اینا نبودها ! عطر و مزه ی پرتقال می داد و خیلی خیلی خوش طعم بود !  امروز ازش پرسیدم اون چای دیروز رو چه جوری درست کرده بودید که فرمودن :

١- یک عدد پرتقال رو داخل یک قابلمه کوچک آب می اندازیم و می گذاریم جوش بخورد.

٢- مواظب باشید زیاد نپزد که له شود و اندرونش بریزد بیرون !

٣- پرتقاله که پخت درش میاریم و آب اون رو توی یک شیشه می ریزیم و هر موقع چای دم می کنیم یه قاشق غذاخوری از این آب توی قوری می ریزیم ! (همون یه قاشق کلی عطر داره، لطفاً حالا یه چیزی یاد گرفتید خوتون رو باهاش خفه نکنید! زیاد بشه خوب نمیشه)

۴- اون پرتقال پخته بعداً به مربای پرتقال تبدیل می شود.

یاد گرفتید؟ درست کنید و کیف کنید ! مثل من که الان اتاقم از بوی چای پرتقالی که آقای میم آورده معطر شده .

پی نوشت : کسی می دونه شکلک های متنوع رو برای درج در متن از کدوم سایت میشه برداشت؟! (از اینا لبخندقلبخجالت ولی متنوع اش !)

پی نوشت ٢ (فرداش) : الان آقای میم امده میگه خانوم شما تا حالا مربای پوست پرتقال خوردید؟ میگم نه ! خوشحال و خندان میره بیرون ! بهش میگم شما ماشالا خوب واردی ها ! میگه :"خانوم بی ادبی نباشه من دو تا منزل! دارم ! از یکی غذای ترکی یاد می گیرم از یکی غذای رشتی !" در رو که بست من :قهقهه

+نوشته شده در سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ساعت۱٢:٤۸ ‎ب.ظتوسط ستاره | نظرات ()