همه روزهای زندگی ام

خانه ام ابریست...

شده تا حالا الکی الکی روز خودت و دیگران رو خراب کنی و گند بزنی به اخلاق خودت و حال خودت رو بیخود بگیری؟ شده تا حالا دلت برای یکی که دیگه نیست تنگ شده باشه و شب از شدت دلتنگی کلی براش گریه کرده باشی و صبح با سردرد از خواب پا شده باشی و تا بیای شرکت اولین کسی که می بینی ازت بپرسه شما دختر آقای فلانی نیستی و الان ایشون کجان و مجبور بشی بگی داره میشه ۴سال که به رحمت خدا رفته اند و دوباره یاد گریه های دیشبت بیفتی و سردرد صبحت؟ شده بخوای یه حرفی بزنی که شاید زیاد هم مهم نبوده ولی اینقدر بد برداشت شده از حرفت که مجبور بشی صدبار توضیح بدی و طرفت هم آخرش بگه "نه دیگه ، خودم فهمیدم چی می خواستی بگی دیگه توضیح نده ! خیلی ممنون از اعتمادت !!!!" ؟! شده آرزو کنی بتونی فقط یه روز زمان رو به عقب برگردونی و اشتباهت رو اصلاح کنی؟ شده تردید کنی ؟ شده دلت اینقدر بگیره که حوصله هیچ کاری رو نداشته باشی ؟ شده دلت ضعف بره یکی رو بغل کنی و بجاش روت رو بکنی اونور و بگی حوصله ات رو ندارم؟!

از دیشب اینجوریم ! حالم بدجور گرفته است رفیق !

+نوشته شده در چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸ساعت۱٠:۱٧ ‎ق.ظتوسط ستاره | نظرات ()