همه روزهای زندگی ام

پیش به سوی اولین هدف 89!

کلاً همیشه سینوسی بوده! یه مدت رو به کاهش، یه مدت مناسب و یه مدت رو به افزایش. بعد یه مدت در حال انفجار و دوباره تصمیم به کاهش! وزنم رو میگم. تقریباً اون سالی که نامزد کردیم (٨۴) رو به افزایش بود . تا آذر ٨۴ که رفتم سراغ مشاور و تا خرداد ٨۵، پانزده کیلو کم کردم و  باربی شدم! بعد یه مدت خوب بود تا وقتی عروسی کردیم. از اون به بعد با یه شیب وحشتناک دوباره شروع به زیاد شدن کرد! یعنی فکرش رو بکن توی سه سال حدود n کیلویی اضافه شد ! (هان؟چیه؟چرا اینجوری نگاه می کنی؟ خوبه من بهت بگم چاق شدی؟ خوبه ؟هان؟ آدمیزاده دیگه، یه روز چاقه یه روز لاغر! چیه باز؟!!!)  امروز رفتم پیش مشاور تغذیه ام و کلی دعوام کرد! خودمم شوکه شدم راستش ! خلاصه که از امروز ما رفتیم توی رژیم (اون رژیم نه ها، این رژیم!) قراره تا آخر تابستون این اضافه وزن رو کم کنم . اینجا از این به بعد گزارش پیشرفتهام رو هم می نویسم. هر کی هم دوست داره از امروز با من شروع کنه خبر بده، من استقبال می کنم. رقابت همیشه باعث پیشرفته عزیزانم! دستور غذایی هم پیچیده نیست. رژیم دکتر ک*ر*م*ا*ن*ی هست که حتما خیلی ها باهاش آشنا هستند.

من مطمئنم که امسال به امید خدا سال رسیدن به هدفهای کوچک و بزرگ منه. این هم یکی از هدفهای من توی سال جدید بود که انجامش از همین امروز کلید خورد! پیش به سوی موفقیت

+نوشته شده در شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٩ساعت۱:٥٢ ‎ب.ظتوسط ستاره | نظرات ()