همه روزهای زندگی ام

خوبم خوب....

ممنونم دوستان خوبم. چقدر خوبه که اینجا هست و شما هستید تا برای دردهایی که حتی نمی دونید چی هست مرهم باشید و بودید، باور کنید.

اون مساله رو حل کردم. (نپرسید چی !) البته خیلی سخت بود و انتخاب رفتار صحیح که نه بی تفاوتی ایجاد کنه و نه احترام ها رو از بین ببره خیلی سخت تر بود. اما فکر کنم از پسِش بر اومدم ( و امیدوارم آخرین باری باشه که پیش اومده). هر اتفاقی هر ماجرایی و هر فراز و نشیبی توی زندگی یه درسه اگه درست بهش نگاه کنیم. سر این ماجرا هم خیلی چیزها برای من روشن شد. فهمیدم که یک نفر رو هر چقدر هم دوست دارم اما باید نسبت به نقاط ضعفش واقع بین باشم و قبول کنم که گاهی ممکنه اشتباه کنه .

امروز که این پست رو می نویسم همه چیز عادی شده و دوباره به زندگی آرامم برگشتم. اما با یک بینش بهتر و یک شناخت بیشتر.

خدا هرگز هرگز هرگز بنده هاش رو به حال خودشون نمی ذاره.......

+نوشته شده در شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت۱٢:٠٧ ‎ب.ظتوسط ستاره | نظرات ()