همه روزهای زندگی ام

شنبه های بی مزه! + کلی حرف دیگه!

١- چهارشنبه ها رو همیشه دوست داشتم ! چون فرداش پنجشنبه بود و پس فرداش جمعه!‌ اما جمعه ها رو از ظهر که می گذشت دوست نداشتم چون فرداش شنبه بود! الان هم همینجورم! صبح های شنبه که میام سمت شرکت همش به خودم میگم من الان باید توی تخت گرم و نرمم زیر کولر خوابیده باشم !!!!!!!! های! زندگی!خمیازه (این پست کامل میشه! بذارید یه کم سرحال بشم برمی گردم!)

٢- وای هنوز باورم نمیشه! محمد نوری هم پرید؟! خواننده ی صدا مخملی و دلنشین من رفت؟! گریهخیلی شوکه شدم! داره توی گوشم می خونه :" دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاس ، که میخواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره........"بالاخره پس عاشق شدی استاد، هان؟!

٣- صبح یه جلسه با مدیرعامل داشتم. از وقتی برگشتم مدیرم اومده نشسته که چی گفتی و چی نگفتی و چی گفت !‌منم که ساده! عین جلسه رو گذاشتم کف دستش! و از اون موقع دارم با خودم دعوا می کنم که عجب غلطی خوردم ها!!!!!!!!!! به اون چه ربطی داشت که حالا بخواد دنبال آتو هم بگرده توی حرف خود من!!! چه خنگ میشم من گاهی وقتها ! اه !!!!عصبانی

۴- همیشه عاشق شیرینی پزی و آشپزی بودم. سعی می کنم همیشه یه ابتکاری توی غذاها بزنم و گاهی فکر می کنم با همین مواد میشه دیگه چیا درست کرد! (البته بعضی وقتها ابتکار زیادی هم کار دستم میده و غذاهه رو نمیشه خورد کلاً!) کیک و دسر هم که دیگه عاشقشم! توی این خونه گاز روی کابینت نصبه و من اجاق گاز فردار نازنینم رو مجبور شدم رد کنم بره ! این یکسال هم روی گاز و توی پلوپز کیک و پیتزا و اینا رو درآوردم. اون روز یه چیز جدید دیدم که می خوام بخرم : کیک پز و پیتزا پز برقی ! کلی خوشحالم حالا! این هفته میرم وسایل شیرینی پزیم رو تکمیل می کنم. چقدر هنرمندم من ! قربونم برم!نیشخند

۵- خوانندگان محترم ! لطفاً ١٢٨٠٠٠ تومن ندید توتال کور بخرید! بنده همونو ۴٨ تومن خریدم توی شوش! اصل هم بود‌ تازه! (پورسانت من فراموش نشه لُفطن!)

 

+نوشته شده در شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت٩:٠٠ ‎ق.ظتوسط ستاره | نظرات ()