فرداش! :دی

اینم از تولد امسالم! مرسی از تبریکات همتون، هرچند البته خودمونیم دیگه، سی سالگی خیلی هم تبریک نداره!چشمک یه جور فحشه انگار خنده اون شب محمد حدود 10 و ربع رسید خونه، تنها هم بود، در رو که باز کردم دیدم هی داره از توی آسانسور وسیله میذاره دم در، یه عالمه کیسه سیاه و یه سری جعبه و لامپ و اینجور چیزا! گفتم یا خدا اینا چیه؟! میگه اینا بقیه ی کادوته! یادم رفت بگم که من هدیه ام رو سه هفته پیش گرفته بودم، یه سرویس طلای اسپرت خیلی خوشگل و واقعاً انتظار هدیه و این چیزا نداشتم ولی خوب این شوهر ما اینجور کادوهای خاص رو بیشتر کادو می دونه ! دیگه منم از خدا خواسته گفتم خوب بقیه ی کادوم رو بده!نیشخند کادوی خاص امسالش هم یه آکواریوم بود! یه آکواریوم بزرگ و مجهز که البته نصف کانتر آشپزخونه رو می پوشونه (بهترین جاش همون روی اپن بود!) ولی خیلی دوستش دارم، اون مهمونی هم که قرار بود بیاد آقای نصاب بوده که دیگه اینقدر توی ترافیک مونده بود اون شب نیومد. دیروز اولش قرار بود همه بیان خونه ی ما و شام هم از بیرون بگیریم و دور هم باشیم. اما بعدش مامانم گفت که شام بریم خونه ی اونا و ما هم از خدا خواسته گفتیم باشه! نصاب آکواریوم هم با محمد اومد و تا خود ساعت 10 شب مشغول آماده کردن آکواریوم بود. الان خونمون خیلی خوشگل شده، تازه هنوز ماهیاش رو نگرفتیم (آقاهه گفته 24 ساعت باید بمونه بعد ماهی توش بریزید) اما همین نورهای آبی و گیاهای توش و حباب ها کلی تنوع ایجاد کرده. بچه ها بگید ماهی چی بگیریم؟ گوشتخوار بهتره یا گیاهخوار؟ من مهمه برام که خوشگل موشگل باشن، رنگی پنگی، سفره ماهی هم دوس دارم! و کوسه!!!!یه پیشنهاد خوب بدید منم قول میدم عکسش رو بذارم!

خلاصه ساعت 10 رفتیم خونه ی مامان اینا، پدر بزرگ و مادر بزرگم هم اونجا بودن. دیگه بعدش هم شام و کیک و کادو و ... . کیک امسالم رو خیلی دوست داشتم، وقتی داشتیم میرفتیم محمد اصلا نگفت بریم کیک بگیریم، منم با خودم گفتم حتما فکر کرده مامان اینا گرفتن و دیگه ولش کن کیک نمی خواد! ولی نگو از قبل کیک رو سفارش داده و شب رفته گرفته برده خونه ی مامان گذاشته! کیکه خیلی قشنگ بود، یه سبد گل بزرگ با گلهای صورتی و بنفش و سفید! کلی ذوق کردم واسش! آها راستی مامان برای جوجه هم آش دندونی پخته بودلبخند

 خدایا ممنونم بخاطر همه نعمتهایی که به من عطا کردی.......

/ 19 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشین

تولدت مبارک عزیزم آکواریومت آب شور هست یا شیرین؟ چون بسته به نوع آکواریوم خب ماهی هاش هم فرق می کنه

صبا

تولدت مبارك عزيزم پس مني كه سي رو رد كردم چي بگم. موقع تولدم اونقدر حس بدي دارم كه خدا بدونه.

سارا

بازم تولدت مبارک عزیزم و خدا را هزاربار شکر به خاطر داشتن همسر و پدر و مادر به این ماهی[قلب]

خواننده خاموش

سلام. آیا از «پانیذ» خبری دارید؟ حتما از اتفاقی که برای وبلاگ ایشان افتاده است با خبر هستید. تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که صدای مظلومیت ایشان را دوباره زنده کنم. لطفا با کمک دیگر دوستان وبلاگی، این بلاگ را لینک فرمایید و به دوستان خود توصیه کنید که همین کار را کنند شاید از این طریق کسی بتواند خبری از او بگیرد. بیایید وبلاگ ها فقط محلی برای قصه گویی نباشد. بیایید اگر کاری برای هم می توانیم انجام دهیم کوتاهی نکنیم و بدانیم در مواقعی که نیاز به کمک داریم، به یکدیگر کمک خواهیم کرد. این وبلاگ را لینک بفرمایید: panize65.blogfa.com و اگر خبری از پانیذ داشتیم به دیگران اطلاع دهیم. اگر تمایل دارید در این صفحه لینک بشوید لطفا در قسمت نظرات آدرس و نام وبلاگتان را ارسال بفرمایید. شاید از طریق این ارتباطات خبری از ایشان دریافت کنیم. ممنون

دريا

امروز چند تا ولاگ خوندم که واقعا حالم و گرفت همش دعوا و کتک کاری مخصوصا کنار بچه خیلی شانسی اینجا رو پیدا کردم و چقدر لذت بردم از خوندنش منم تبریک میشگم دهه سوم زندگی رو اینشالله همیشه خوش و سالم و سلامت باشید و همینجور مهربون و گرم...

ستاره...امروز من

تو همیشه با مطلب هات ادمو ذوق زده میکنی نمیگی من عاشق ماهی و اکواریومم از شنیدن آکواریوم تو دلم میسوزه[چشمک] عزیزم تولدت مبارک امیدوارم صدها سال با خانواده خوبت زنده و سلامت باشی آفرین که شاکر هم هستی حتما عکس آکواریومت رو بزار ما ببینیم اگر تو رنگ ماهی تنوع میخوای باید گوشتخوار بگیری مثل اینکه گیاهخوارهاش خیلی زیبا نیستن البته شنیدم خونه تون خیلی باصفاتر شده میدونم بازم مبارکه[هورا]

ممول

سلام عزیزم انشاا... که تولد صدو بیست سالگیتو جشن بگیری کنار همسر مهربون و فرشته کوچولوی ناز... تو که از جوجه کوچولو برامون عکس نمیزاری دلمون براش تنگ شده ... بابا بخدا قول میدیم چشمش نزنیم[چشمک]

هستی

ستاره جون بعد از 9 ماه سلام یادمه اخرین باری که اومدم وبلاگت ستیا تازه به دنیا اومده بود پارسال گفتم یه گرفتاری بزرگ برام پیش اومده تا همین چند وقت پیش درگیرش بودم این 9 ماه خیلییییییی سخت گذشت و انرژی زیادی هم ازم گرفت، سر تمام این قضایا پارسال ارشد قبول نشدم دعام کنید امسال قبول بشم. تولدت و بزرگ شدن ستیا را بهت تبریک میگم چقدر ذوق کردم از اولینی عکسی که ازش دیده بودم تا امروز دیگه ازتون خبر نداشتم خدا ستیا و محمد را برات نگهداره و همیشه در کنار هم شاد باشین.

بانوی اردیبهشت

وای من چرا اینو ندیده بودم، چه خنگ شدم! چه کادوی باحالی، دست همسرت درد نکنه، آکواریوم خیلی خوبه، کلی حس خوب میده به آدم، تماشاش کلی آرامش میده. ماهی گوشتخوار نگیر، گیاهخوارا خوشگل ترن! کلی رنگی پنگی بگیر! (البته تا حالا حتما گرفتی)[زبان]