صبحانه پارتی

هفته ی پیش، همون روز که خیلی بارون اومد، با دوستم از شرکت خواستیم بریم جایی و برگردیم زود. تنبلیم اومد پیاده برم، با ماشین رفتیم. وقتی از کوچه خواستیم توی خیابون اصلی بپیچیم یه لحظه وایسادیم تا ببینیم ماشین میاد یا نه ! که یهو یه چیزی خورد به ماشین و ولو شد وسط خیابون!!!! یه پیک موتوری رستوران!‌ از ماشین پریدم پایین و دیدم بعله سپر ماشین نو ام کنده شده و خود موتوریه هم چند متر اونورتر چپ شده و موتورش روی پاشه (همین الانم یادم میاد دلم می خواد برم کله اشو بکنم! نادون بی احتیاط) من که در حال ایست کامل بودم و حضرت آقا سر خورده و گرفته به سپر من و خورده زمین!‌ خدا رو هزار بار شکر چیزیش نشد، یه ذره پاچه ی شلوارش پاره شده بود و موتورش هم هیچی نشده بود. زنگ زدیم پلیس اومده ، اونم میگه می دونم تقصیر تو نیست ولی اولا که این موتوریه و ثانیا می تونه بگه تو در حال حرکت از فرعی به اصلی بودی و زدی بهش! بعد حالا بیا و ثابت کن! خلاصه بیمه هم نداشت و کلاه ایمنی هم نداشت و خیلی کم سن و چلفتی هم بود و آخرش من یه پولی بهش دادم که شرش رو کم کنه! بهش میگم خودتم می دونی تقصیر من نبوده ولی اشکال نداره دیگه. فقط تو رو خدا یه کلاه روی اون کله ی پوکت بذار که اگه سرت جایی خورده بود هردومون رو بدبخت کرده بودی! بعله! این هفته پیش ما ! بازم خدا رو شکر که حادثه جدی نبود، هرچند که یه سپر جدید و کلی اتلاف وقت گذاشت روی دست ما!

آخر این هفته قرار بود با همون جمع همیشگی فامیلی قابلامه پارتی بذاریم. آخرش قرار بر صبحانه شد و گفتم قابلامه نمی خواد، همه بیاین خونه ما صبح جمعه. ولی چقدر صبحانه کار داره! ما هم ویرمون گرفته بود که منوی صبونه هتلی بدیم: سوسیس تخم مرغ، املت گوجه فرنگی، کالباس و مخلفات، چند مدل پنیر که یه جورش رو خودم درست کردم، حلیم، کاناپه پنیر و ریحون و زیتون، اشترودل شکلات و گردو، پیراشکی کره پنیر‌(که از آماده کردن خمیرش تا پیچیدن خیلی وقت گیر شد)، شیر کاکائو خونگی، مرباهای مختلف و خامه و عسل و ... . خدائیش هرجور حساب می کنم شام و ناهار دعوت کرده بودیم همه جوره به نفعمون بود!چشمک اما اینم یه جورش بود و تجربه ی جالبی بود. اینم عکساش  (البته موقعی که این عکس رو گرفتن هنوز املت رو نذاشته بودیم روی میز)نیشخند

 

/ 11 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

به به چه باسلیقه لایک داره خانوووووم

ماری

سلام فکر کن مهمونی صبحانه اونوقت تا صبح باید بیدار باشی از فکر خوابش نمیبره آدم!

طلا

منوی هتل 5 ستاره هم اینجوری نیست....اون وقت شما با وجود اون خوشگل خانم چه جوری این همه هنرمندی کردین؟؟؟[نیشخند]

ملیحه بانو

آفرین دوست هنرمند و باسلیقه،خسته نباشی حسابی[چشمک]

ﻣﻴﻨﻮ

ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺟﻮﻧﻨﻨﻨﻨﻨﻦ ﺩﻟﻢ ﺭﻓﺖ اﺯ اﻳﻨﻬﻤﻪ ﻫﻨﺮﻧﻤﺎﻳﻲ اﺕ ﺧﺎﻧﻮﻭﻭﻭﻡ ﺑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﺎاﻟﻠﻪ

زمستون سبز در آمریکا

خدا رو شکر که به خیر گذشت اون تصادف، مراقب موتوری ها باید خیل یبود مث بچه ی 3 ساله می مونن که هیچئ کنترلی ندارن رو خودشون و همیشه انگار حق با اوناست... میگم چه صبحانه ی هتلی مفصلی و چه با سلیقه و زیبا... نوش جوونتون ... همیشه با شادی لحظه هات همراه باشه

مامان عماد وعمید

نوش جان .ستاره خانم کدبانو[ماچ]

فروغ

سلام ستاره جون خوبی؟ خدا رو شکر که به خیر گذشت و اتفاق بدتری رخ نداد ان شاا.. همیشه در کنار عزیزانت شاد باشی به به چه صبحانه مفصلی.خسته نباشی

...

سلام خانوم. چه با سلیقه. دلم نیومد بد دیدن اینهمه سلیقه 1 باریک نگمو برم.[شوخی]دلم رفت.

نازی

سلام. میشه بهم بگی اون چای پرتقالی که تو آرشیوت دستورش رو دادی با پرتقال با پوست درست میشه یا بدون پوست؟ و اینکه چقدر باید بپزه؟ آخه من درست کردم خوب نشد