روز مادر و مشهد و یه عروس غرغرو!

پووووف، بالاخره خوابید! در واقع بیهوش شد، اینقدر که پستونک در دهن غر زد و منم کف کردم از بس هرچی شعر و ترانه و نوحه!!!! بلد بودم خوندم! کلاً وقتی مهمون داریم و مهمونامونم تا دیروقت بمونن و دائم هم سر اینکه کی بغلش کنه با هم دعواشون باشه و بچه مجبور بشه بغل ده دوازده تا عمو و خاله بره و با همشونم بخنده همینجوری میشه! وگرنه روند خوابش خیلی خوب شده و معمولا حدود 12 بغلش که می کنم سرش رو فرو می کنه تو بغل آدم و سه سوت خوابه پیشی خانوم! همچنان وقتی خوابش می بره می برمش توی اتاق خودش و تا صبح راحت می خوابه. بگذریم که سر همین قضیه ی جدا خوابوندن کلی حرف شنیدم از اینور و اونور که بچه به محبت احتیاج داره و این کار یعنی محروم کردن از آغوش مادر و ...این حرفا! بابا جون خوب وقتی مدل خوابیدن بچه ی من اینجوریه که دائم بیدار نمیشه و تا خود صبح خوابه مگه فرقی می کنه کجا باشه؟ والا چند شب آوردمش پیش خودم ببینم وقتی پیشش باشم بیدار میشه؟ بغل می خواد؟ که دیدم نه! تازه تن خودم هم درد گرفته بود از بس یه وری خوابیده بودم، تازه خودش هم با صدای بلندنفس کشیدن باباش از خواب می پرید، تازه تا صبح اینقدر استرس داشتم که له نکنمش اعصابم خرد شد....تازه بعضی ها اینجور موقعها دایه مهربانتر از مادر هم میشن که واااای! خودت چه جوری دلت میاد؟!؟ و من میگم بذار فکر کنه چقدر بی عاطفه ام که شبها بچه رو توی تخت خودش می خوابونم یا بیرون که میرم توی ماشین بغل نمی گیرمش و توی صندلی خودش میذارمش،دیگه حوصله ندارم توضیح بدم که من از صبح تا شب از کت و کول می افتم اینقدر که باهاش بازی می کنم و دلم نمیاد این بچه رو زمین بذارم، فکم پیاده میشه از بس باهاش حرف میزنم، کارتون میذارم و خودم کنارش میشینم که حس نکنه تنها مونده، گاهی از بس پروسه ی شیر خوردنش طولانی میشه (چون وسطش همش میخواد اینور و اونور رو نگاه کنه و با همه چی حرف بزنه) که خودم ساعت 4 ناهار می خورم! از بس که بچمو دوست ندارم آخه!!!!!!! راستی امسال فکر می کردم روز مادر حتماً متفاوته برام، من خودم سالهای پیش برای دوستام که تازه مامان شده بودند از یک هفته قبل فکر می کردم چی بنویسم و اس ام اس بزنم، اما خوب مثل اینکه امسال برای بقیه اینقدر مهم نبود! حتی محمد سعی نکرد امسال روز مادر رو متفاوت بهم تبریک بگه، بجز البته یه جمله که از طرف ستیا توی کارتش بهم تبریک گفته بود! اما امسال یه هدیه ی قشنگ از طرف خدا داشتم، یه فرشته ی کوچولو که لبخند قشنگ و از ذوق دست و پا زدنش رو با یه دنیا عوض نمی کنم . 

توی هفته ی پیش یهویی دو تا از فامیلهای محمد اومدن تهران پیش ما و بعدش هم می خواستن برن مشهد که الکی الکی ما هم بلیط گرفتیم و دو روزه رفتیم مشهد و برگشتیم! آخرین بار فکر کنم 4 سال پیش بود که رفتم مشهد، ایندفعه دختر کوچولوم هم باهامون بود و انصافا همسفر خوبی بود و اینقدر همه چیز براش جالب و دیدنی بود که جیکش در نمی اومد. تعطیلات خرداد رو هم که قاعدتاً شیرازیم، هرچند اینقدر الان اونجا گرمه که من واقعا دوست ندارم برم اما نمیشه که! 

/ 23 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

اووووووووووووخی کوچوولو خانومو بردی مششهد....مشتی خانوم شدده الهههههههی قربونش بشم جیییگرو بووووس خدایی ببین کسی باور نمیکنه بچه به اینماهیداری تا بره تویه جاش خواب 7پادشاه میبینه..ولی خودتوناراحت نکن چون اونا دارن حرص میخورن چرا بچهها خودشون اینجوری نبودن[نیشخند] ستاااااااااااااره عسسسسسکایه جوجو خوشلتو بذار...منو عاااااشقه این صورت خندونشم[ماچ][ماچ]

هستی

اول اینکه باید بگم نمیدونی چقدر خوشحالم که میتونم برات نظر بزارم خیلی وقته مطالبتو میخونم ولی نمیشد برات نظر بزارم پست قبلی رو شناسی امتحان کردم که دیدم ثبت شده اگه بری نگاه کنی میبینی عزیزم در ضمن این خوشگل خانمت رو هم خییییییییلی دوست دارم قسمتش بوده که بره مشهد در مورد درد دلت هم یه جورایی حرف دل من رو زدی عزیزم کاملا درکت میکنم که چی میگی

هستی

[ماچ][ماچ]

جیگیلی خانوم

مامان خانومی روزت با تاخیر مبارک نبودم شرمنده! [ماچ] آخر پستت رو موافقم [نیشخند]

ياسمن

اتفاقا کار خوبی میکنی که جدا و تو اتاق خودش ستیا رو می خوابونی به حرف دیگران هم گوش نده عزیز دل کاری که خودت می دونی درست هستش رو انجام بده مامان گلی[بغل]

هستی

سلام ماماني خانمممممممممممي خسته نباششششششششي خوببييييي؟؟

آنا

امان از عروس[نیشخند]

هستی

خوشحالم کردی از اینکه اومدی پیشم دوست جونی[ماچ]

زهرا(مامان مهتاب

ستاره جان طوری مادری کن که دلت راضی میشه.شاید هم یه زمانی دوست داشتی ستیا را پیش خودت بخوابونی.اونموقع حتما میشنوی که بچه را از خودت جدا کن.[لبخند]

mosafe

ما دارای شرایطی هستیم که در سال میتوانیم 2هفته شرایط را در اختیار دیگران قرار دهیم این سفر به ایتالیا (روم)و اسپانیا (جزایر قناری) برای 2 هفته یا هر کدام جدا گانه را تمایل داشتید با من تماس بگیرین 09336251167 http://jahangardii5264.blogfa.com/