دیروز!

با حدود دو متر قد و ٢٠٠ کیلو وزن وایساده جلوی میز من و بلند بلند و با آب و تاب داره حرف میزنه! وسطاش بالا و پائین هم می پره با اون هیکل! هی میگم الان میره، الان میره! اما تازه بقیه حرفاش یادش میاد! هی جواب هم می خواد حالا! چه بدبختی گیر افتادم ها ! کلافه

گردنم خشک شد اینقدر اینوری نگهش داشتم! چرا یکی نیست بگه مرتیکه زیپ شلوارت بازه؟!!!!!!

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماری

سلام شاید میدونه بازه و بالا پاین می پره. طرف حالش خوبه؟؟

صحبا

وای چه صحنه شنیعی[سبز]

سیما

ستاره جونم تو خیلی خانومی که هیچی نگفتی! من بودم صاف تو ذات چشم یارو نگاه می کردم می گفتم حرفاتون که تموم شد زیپ شلوارتون رو ببندین بعد جلوی من وایستین![قهقهه]

زهرا

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

خاله مریم

از کجا معلوم که زیپشو مخصوصا باز نذاشته ؟[خنده]

دانیال و یگانه

سلام دوست نازنینم وبلاگ خوبی داری از طریق وبلاگ تارا و طنین با شما و وبلاگ عالی شما آشنا شدم اگر مایل به تبادل لینک بودین من رو با نام دانیال و یگانه لینک کنید و خبر بدین تا با چه نامی لینکتون کنم[گل]

دانیال و یگانه

سلام دوست نازنینم وبلاگ خوبی داری از طریق وبلاگ تارا و طنین با شما و وبلاگ عالی شما آشنا شدم اگر مایل به تبادل لینک بودین من رو با نام دانیال و یگانه لینک کنید و خبر بدین تا با چه نامی لینکتون کنم[گل]