بچه داری می کنیم همچنان!

آدم یه چند وقت که نمی نویسه انگار نوشتن براش سخت میشه. توی این یکی دو هفته اینقدر درگیر مهمونی رفتن و مهمونی دادن بودم که اگرم می خواستم بنویسم دیگه حالش رو نداشتم... . از حدوداَ سه هفته پیش رفتم تحت نظر متخصص تغذیه تا اضافه وزن قبل از بارداری رو از بین ببرم. از دوره ی بارداری هم دو کیلو هنوز مونده بود . حالا نه اینکه منم خیلی رعایت می کنم!!!!! با اینهمه تا امروز 2 کیلو و هشتصد گرمش به راحتی کم شده! البته اونم از مزایای شیر دادن به ستیا است و افزایش تحرکم در راستای بچه داری! درس رو هم دوباره شروع کردم، هم زبان و هم نوشتن مقاله. چند وقته دارم راجع به بازگشت به کارم فکر می کنم. من خودم بخاطر کار مامانم از سه ماهگی رفتم مهد کودک. مامانم همیشه با حسرت میگه که هیچی از بزرگ شدن شماها نفهمیدم. من نمی خوام اینطور باشه، مخصوصاً که تصمیم دارم همین یه بچه رو داشته باشم (حداقل فعلا که تصمیمون اینه) و دوست دارم لحظه لحظه شیرینی بچگی اش رو حس کنم. برای همین فکر می کنم ارزشش رو داره که حداقل تا یکسالگی اش پیشش بمونم. اگر بخوام برم سر کار همین الانش هم مامانم با جون و دل ستیا رو نگه می داره اما خودم دلم نمیاد، هنوز خیلی به من احتیاج داره. جدیداً هم که خانوم خانوما یهو تصمیم گرفته شیر رو توی شیشه لب نزنه و کارمون در اومده رسماً! البته بجاش بلد شده پستونک بخوره در حد حرفه ای! خیلی با مزه و تند تند پستونک می خوره، من خیلی دوست دارمقلب محمد هم نظرش اینه که یکسال سر کار نرم و به خودم و بچه برسم. برام سخته و می دونم کلی عقب می افتم ولی باز به نظرم بهترین کار همینه. حالا البته هنوز سه ماه دیگه وقت دارم روی این موضوع فکر کنم... .

چند وقت پیش یکی ازم یه سوالی کرد که خیلی توی فکر رفتم، ازم پرسید آدم حتماً باید بچه داشته باشه؟ بچه آدم رو خوشبخت می کنه یعنی؟ وقتی فکر کردم بهش گفتم نه! اگر دو نفر با هم خوشبخت باشن بچه باشه یا نباشه فرقی نمی کنه، اگر هم با هم مشکل داشته باشن بچه مشکلی رو حل نمی کنه (تازه اضافه اش هم می کنه) . ما قبل از اومدن ستیا هم با هم همینجوری بودیم که الان هستیم. تازه شاید هم وقت بیشتری برای هم داشتیم و محدودیتی هم برای هر چیزی که می خواستیم و دوست داشتیم نبود. الان هم که دخترمون رو داریم خوشحالیم و با وجود خیلی از سختیاش هر روز بیشتر عاشقش میشیم و پشیمون نیستیم از داشتنش. اگر هم خدا نمی خواست بچه داشته باشیم باز هم از زندگیمون لذت می بردیم (حالا که خواسته هزار بار بشتر) . اما بچه آدم رو کامل می کنه انگار، روی هر کاری و برنامه ای بیشتر فکر می کنی، صبر و گذشتت بیشتر میشه، یه نفر جدید رو توی قلبت راه میدی و کلی محبتت بیشتر میشه و خوب طبیعتاً بعضی وقتها هم به اینجات میرسه و هرچی فحش با پیشوند و پسوند "پدر" هست به طرف بچه سرازیر می کنینیشخند

هفته ی دیگه دخترک شیرینم سه ماهه میشه. فسقلی شش کیلویی شصت سانتی ما حالا خیلی خوب من و باباش رو می شناسه. خیلی خوش اخلاقه و کافیه بهش نگاه کنی تا مثل گل بشکفه و به روت بخنده. آغریبه و آشنا هم نداره، هر کی باهاش حرف بزنه خنده تحویل می گیره (البته گاهی که منو توی جمع پیدا نکنه لب ور می چینه ولی صدایم رو هم بشنوه خیالش راحت میشه و می خنده) توی چشمای هم نگاه می کنیم و شروع می کنه به حرف زدن به زبون خودش! وسطاش هم از صدای خودش خنده اش می گیره. خلاصه دنیایی داره واسه خودش. ما که هلاکشیم از بس شیرین و ناز و خواستنیه. از حالا خنده ها و نگاههاش هم دخترونه است و پر از ناز و ادا. کنار پسر بچه ی همسن خودش که قرار می گیره تازه آدم می فهمه این کوچولوها از همین الان رفتارهای دخترونه و پسرونه ی متمایز دارند. حتی قیافه هاشون، حالت چشم و ابرو و لبها...راستش رو بگم من همیشه ته دلم یه ذره دوست داشتم یه پسر بچه داشته باشم از بس پسر دوستم بامزه بود ، اما الان روزی هزااااااااااااااااااااار بار خدا رو شکر می کنم که بچه ام دختر شد. نفس منه این جوجه... (هان؟ چیه ؟ احساس می کنم بعضی هاتون دارید چپ چپ نگاه می کنید و یه چیزایی توی دلتون می گید! دوووووست دارم قربون دست و پای بلوریش بشم! حرفیه؟!) 

دیگه خوابم میاد، فردا گفتم مامانم با خاله ام از استخر بیان اینجا،صبح باید زود بیدار بشم، زود البته یعنی 10 -11 نیشخندچشمک

/ 18 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

اخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم ستیا عجججیجم.... توروخدا بپر دوتا بووووس حسابی بکنش. ستاااااااااره توجه کردی دل ما رو دخترت برررررده/؟؟؟ پس فردا همین ستیا با همین خندههاش یه دادش هم ازت درخواست میکنه..اگه تونستی بهش بگی ..نه[نیشخند] ستاره عسکایه این وروجکو بذار...اخه دله ما رومیبری بعد عسکاشونمیذاری!!بابا اخه انصافه[نیشخند] من خودم مامانم سرکار میرفت ولی به خاطر من و داداشم کهفاصله سنیمون یه سال هست اونموقع یه مدت رفت مهدکودک[چشمک]

ياسمن

ماچ و بوس برای خودت و گل دخترت [ماچ][ماچ]

بانوی اردیبهشت

منم روزی هزار و پونصد بار خدا رو شکر میکنم بچه ت دختر شد! [چشمک] به نظر منم هرچی دیر تر بری سر کار بهتره. بچه اوایلش خیلی تند نتد رشد میکنه و بزرگ میشه. حیفه آدم یه لحظه ش هم از دست بده. فوقش مثل قبلنا بازم کار پروژه ای بگیر که دور از کار نباشی. وگرنه خداییش حیفه آدم از ی لحظه اون خنده ها و نگاهها بگذره![ماچ][ماچ][ماچ]

بهناز

دختر گلت رو از طرف من ببوس . عکس جدید هم برامون بذار جیگر . منم موافقم که یک سال اول حداقل پیشش باشی .

سارا

man asheghe in dokhtare naz shoma shoma shodam,har waght be webet sar mizanam aksesho mibinam koli ghorbun sadaghash miramo mashala migam,kheyli shirine in dokhmale shoma. az tarafe ye khale bebusesh. manam har kasio mishnasam ke shaghel bude kheyli narazie ke bozorg shodane bachasho nadide shoma ham ke ehtiaje mali nadari shokre khoda pas kenare nanaz khanum halesho bebar .

آرش

سلام دوست نازنین آپ کردم تشریف بیارین ________×§×§×§×§× ______ק×_________×§× ____ק×______))______×§× __ק×_______((________×§× __ק×________()_________×§× _ק×________(,,,)_________×§× _ק×_______,",|,",_________×§× __ק×_____[_____]______×§× ___ק×___[_______]___×§× _____ק×_[_______]_×§× ___$$$$$$$$______$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ______$$$$$$$$$$$$$$$$$ ________$$$$$$$$$$$$$ ___________$$$$$$$ _____________$$$ ______________$ آرش:[گل][گل][گل]

عسل

ستاره عججیییییجم یه زحمت برات داشتم...ستیا رو ماچچچچچچچچچچ بارون کن. [بغل][قلب]

مریم

انشاا... که همیشه مثل الان شاد باشید و سر زنده. معلومه که ستیا جون خیلی کارش درسته ها.[لبخند]

یلدا

سلام وبلاگ زیبایی دارید.وقت کردید به منم سر بزنید

یلدا

سلام وبلاگ زیبایی دارید.وقت کردید به منم سر بزنید