بی سرزمین تر از باد

توی سالن انتظار فرودگاه نشستیم. ستیا توی کالسکه اش بیداره و باهاش حرف میزنم و بهمون می خنده. چند تا خانوم میان با 20 تا بچه ی کوچولوی زیر دو سال. هر خانمی دو سه تا بچه بغلشه یا دستش رو گرفته. بچه های کوچولو، دختر و پسر، با ساکهای یک شکل صورتی و نارنجی و آبی. خانمها کلافه شده اند، حق هم دارند، یکی خوابش برده یکی نق می زنه یکی می خواد راه بره ... بچه ام رو می سپرم به باباش و می رم پیششون، یکیشون دو تا بچه ی یک سال و نیمه باهاشه، یکی خواب یکی کلافه! بچه ی کلافه رو از بغلش می گیرم، موهای فرفری اش رو می بوسم و آرومش می کنم. خانمه میگه خدا خیرت بده، اینا بچه های زیر دو سال شیرخوارگاه آمنه اند، داریم می بریمشون شیرخوارگاه اصفهان، آخه ما دیگه جا نداشتیم.......دلم گرفت ، این بچه های دوست داشتنی هرکدوم احتیاج به یه آغوش پر محبت دارند، یه خونه که توش آرامش بگیرند، الان توی پرواز کی بغلشون می کنه که از تکونهای پرواز نترسن؟ کی حواسش هست گوش کوچولوشون درد نگیره؟ توی این جامعه ای که خیلی از دور و بری های من دنبال انواع کلاس بازی و استعداد پروری برای بچه هاشون هستند کی سعی می کنه استعدادهای این جوجه ها رو کشف کنه؟ کی میشینه کلمه های غلط غلوطشون برای یادگاری یه جا بنویسه و کیف کنه از شنیدنشون؟.... باید میرفتیم سالن ترانزیت، خداحافظی کردم و اومدم. محمد گفت مامانش اینا اومدن فرودگاه دنبالمون، می دونستم الان دیگه دو هفته است لحظه شماری می کنن برای دیدن نوه شون، می دونستم خانواده ی خودم از حالا چقدر دلتنگند برای این چند روزی که دخترک رو نمی بینن، بعد فکر می کنم به بچه های سالن بغلی، که هیچ کس هیچ کجا منتظرشون نیست، که کسی دلتنگشون نیست، که اسمهاشون رو با خودکار روی پوست لطیف دستشون نوشته بودند تا گم نشن، که تعدادشون توی مرکز خودشون زیاد شده بود و باید یه سری رو می فرستادن یه جای دیگه. به خانواده هایی فکر کردم که سالهاست آرزوی یکی از همین بچه ها رو دارند، و توی این شهر خیلی از این بچه ها هستند که سالها آرزوی یک خانواده ی معمولی رو خواهند داشت...... به دخترکم نگاه می کنم، یادم میاد که چقدر حرص خوردم که رنگ بلوزش به دستمال سرش نمیاد.............

/ 17 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

میبینم که این وبلاگ هم داره یواش یواش مادرانه میشه[چشمک]

بانوی اردیبهشت

امیدوارم یه روزی خدا انقدر به خودم و اطرافیانم قدرت و لیاقت بده که بتونم یه آغوش بشم واسه یکیشون یا حتا بیشتر. اگه تونستی این لینکو ببین، البته شاید دیده باشی، برای این بچه ها آدم باید اینجوری مادر باشه! http://www.youtube.com/watch?v=IY37l4PDsao&feature=related

سارا

واقعا راست می گی . الهی بمیرم براشون [ناراحت] عکس از دختر گلت نمی زاری؟

غزاله

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسد[حمايتگر تو باشد] کسي که مايل باشد حتي در زماني که درساده ترين لباس هستي تورا به دنيا نشان دهد کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش بگويد اون خودشه[همانکسي که مي خواستم] اگر تو اين پيام را باز کني بايد حتما آن را براي چند نفر بفرستي تا باران عشق ومحبت در تمام طول زندگيت بر تو ببارد در نيمه شب عشق واقعي در خانه قلبت را خواهد زد و اتفاق خوبي در حدود ساعت 1.42 بعد از ظهر براي تو خواهد افتاد.اين اتفاق ممکن است هر جايي به وقوع بپيوندد پس براي بزرگترين شوک زندگيت آماده باش. خواهش مي کنم اين زنجيره ارتباطي را قطع نکن . بگذارباران عشق ومحبت در تمام ط

عسل

سلام ستاره عزیزم من فک می کنم حق اینکه یک نطفه هنوز روحی درش نیست و وجود داشتن اجباریش یکی از دلایل مهم این همه بچه بی پدر ومادر باشه بچههایی که ناخواسته به وجود میان و متاسفانه دولت قانونی برای حضور اجباری اونها تصویب میکنه یا حتی یکی ازز دلایل پایه اش میتونه نداشتن حداقل های زندگی کردن (سیر کردن شکم افراد خانواده)باشه..پس اون پدرمادر مجبورن یه راه غیر منطقی یعنی سر راه قرار دادن بچه خودشون مشغول بشن حتی شاید اینکه مردم یادنگرفتن هدف ازین که ادمی رو به این دنیا میاریم چیه ...وقتی اهداف یک تصمیم دولتی یا تصویب بودجه اقتصادی متوسط خانواده یا عدم اگاهی زن شوهر وجود داشته باشه چه بسا سالهای سال این روال طی میشه... تو مادری و حست رو دوست داری و پرورشش میدی ولی عزیزم همه مثه تو منطقی و عاطفی فکر نمیکنن[ماچ] عسسسسک ستیا جووووونیه من کووووو؟؟؟؟[مغرور] خیلی قیافش عوض شده خانوم کوچولو؟؟[نیشخند][خجالت] 10000000تا بووسش کن[قلب][بغل] معذرت خیلی حرفام طولانی شد[دلشکسته][خجالت]

بانوی اردیبهشت

پس من کوشم![ناراحت]

a n o o

سلام عزیزم واقعا راست میگی! چقدر حسه بدی بود!! [ناراحت]

جوجوك

[ناراحت][گریه][ناراحت][گریه][ناراحت][گریه][ناراحت][گریه][ناراحت][گریه][ناراحت][گریه]