سفر به آخر دنیا (2) : روز اول- ژوهانسبورگ

خوب ما با تور نیامده بودیم، مثل بقیه سفرهایمان به هرجای دنیا خودمان برای روزهایمان برنامه می ریختیم. یادم هست سر سفر به ترکیه نشسته بودم از روی نقشه گوگل جاهای دیدنی را پیدا کرده بودم و برای چهار روزمان صبح و عصر مشخص کرده بودم کجاها باید برویم و از چه راهی و با چه ترتیبی که در کمترین زمان بیشترین جاها را رفته باشیم. برای آفریقا وقتم خیلی کم بود، با اینهمه می دانستم که کجا باید برویم و چی ها باید ببینیم! صبح رسیدیم هتل، هتل اینترکنتینانتال در منطقه sandton که بیشتر یه منطقه ی بیزنسی و ثروتمند شهر بود، مرکز هتلهای لوکس و مراکز خرید بزرگ! وسایل رو که توی اتاق گذاشتیم و چمدانها را باز کردیم حدود نیم ساعتی استراحت کردیم و از هتل خواستیم که برامون یه ماشین بگیره برای سان سیتی. صبحانه خوردیم و راه افتادیم. راننده که در واقع لیدر هم بود مردی حدود 45 ساله و لاغر و خوش اخلاق بود به اسم زکریا که گفت "زاک" صداش کنیم. آفریقای جنوبی این حسن را دارد که بدلیل مستعمره بودن تقریبا همه ی اقشار مردم انگلیسی را خوب می فهمند و حرف می زنند. مشکلی که توی کشورهای اروپایی غیر انگلیسی زبان که مثل فرانسه و اسپانیا هست اینه که مخصوصا از قشر میانسال خیلی ها به زبان انگلیسی تسلط نداشتند و ما در ایجاد ارتباط مشکل داشتیم، اما اینجا همه خوب حرف می زدند، هرچند با خودشون معمولا به زبان آفریقایی  ( سواحیلی اگر اشتباه نکنم) حرف می زنند. به راننده گفتیم که ما میخواهیم یک سافاری حیات وحش داشته باشیم امروز و همینطور اگر بازار محلی روز یکشنبه باز هست ببینیم. گفت که توی راه به طرف سان سیتی اینها هست و غیر از اون یه پارک هم برای شیرها هست که می تونیم بازدید کنیم. خود سان سیتی هم در واقع کازینوی ژوهانسبورگ هست و مراکز تفریحی و خرید و اینها داره که البته برای ما اصلا در اولویت نبود و ترجیح دادیم همون سه جایی که مشخص کردیم رو بریم . روز یکشنبه بود و بین راه که می رفتیم خیلی جاها وسط بیابون میدیدی که یه عده زن و مرد با لباس سفید دور هم جمع هستند! من اول فکر کردم مراسم خاکسپاریه!!! ولی زاک توضیح داد که این مراسم مذهبی شونه و این قسمتهایی هم که جمع میشن در واقع کلیساست!!!!  سان سیتی بیرون از شهر ژوهانسبورگه، ولی خوب خیلی نزدیک. بین راه از محله ی هتلمون که خارج شدیم کم کم نماهای دیگه ای از شهر رو دیدیم. شهر ژوهانسبورگ انگار که از چندین و چند محله ی کاملا متفاوت تشکیل شده که با هم قاطی نمیشن و فقط با یک طناب به هم وصل هستند. محله هایی که گاها خیلی فقیرند، محله های کارگران معدن، محله های کشاورزها، محله های مهاجران غیر قانونی، و ... . به سمت بیرون شهر که میرویم نواحی روستایی و کارگری بیشتر توی چشم میزنه. همان تصویر زنان سیاهپوست و بچه های ژنده و حمام های داخل حیاط.

توی جاده ترافیک شده بود، رسما ایستاده بودند ماشینها. جلوتر که رفتیم دیدیم پست بازرسی پلیسه و کلی ماشین رو دارند می گردند. زاک گفت بخاطر تعطیلات آخر هفته و شلوغی راه و مراکز تفریحی پلیس باید خیلی مواظب حمل مواد مخدر و بخصوص اسلحه باشه و بخاطر همین ماشینهای مشکوک رو می گردند. بعد از حدود نیم ساعت به بازار صنایع دستی رسیدیم. یه محوطه بزرگ با بازاری سرپوشیده و تو در تو که تماما محصولات چوبی و سنگی و پارچه ای آفریقایی می فروختند. کافی بود بیشتر از یک ثانیه به چیزی نگاه کنی تا به زور ببرندت داخل غرفه شون و هزار تا پیشنهاد جلوی روت بذارن! قیمتها را هم یه چیزی می پروندند و میگفتند تو چقدر میدی ! و خلاصه بازار چانه زنی حسابی داغ بود ! وسایل و اشیا اینقدر جالب و قشنگ بودند که آدم دلش می خواست همه را بخرد، انواع مجسمه های چوبی، انواع نقابها، زیور آلات، رومیزی های نقاشی شده، تخم شترمرغهایی که کنده کاری یا نقاشی شدند، ظرفهای سنگی و چوبی و رنگارنگ...با توجه به اینکه ما هنوز نرسیده بودیم دلارها را تبدیل کنیم و راند زیادی همراهمون نبود به خریدن یه ظرف میوه خوری و دو تا تخم شترمرغ که روش حیوانات آفریقایی کشیده بودند قناعت کردیم. وقت هم کم بود و قرار شد دوباره بیایم اینجا. (تا یادم نرفته : واحد پول آفریقای جنوبی راند هست و تقریبا معادل 300 تومن ماست، هر صد دلار تقریبا نزدیک 13 هزار راند میشد) ....

* فعلا به کارهام برسم، بعد برمیگردم و تکمیل می کنم. عکسهاش رو هم باید بذارم و میذارم حتما....

/ 5 نظر / 28 بازدید
سمیه

وای چه هیجان انگیز.. ادامه لطفا ستاره جون میشه هزینه سفر و پرواز رو بگین.ممنون میشم[لبخند]

یه خانم عاشق

بیا بازم بنویس انگار همون صحنه ها داره از جلو چشمم رد میشه. جای جالب بوده

زهره

عاششششقتم اینقدر که خوب توضیح میدی انگار من تو جیبت بودم و همراهیت کردم شاد و سلامت باشی با هیحان منتظر بقیه سفرمونم

زهره

عاششششقتم اینقدر که خوب توضیح میدی انگار من تو جیبت بودم و همراهیت کردم شاد و سلامت باشی با هیحان منتظر بقیه سفرمونم

آزی

سلام ، رسیدن بخیر. امیدوارم حسابی خوش گذرونده باشید. چقدر خوب که برای ما هم از سفرت می نویسی. ممنون .