آخرین ساعات کاری 93

تقریبا یک ساعت دیگه ساعت کاری سال 1393 تموم میشه و دیگه میریم تا 10 روز مرخصی خوب و دلنشین نوروزی. عیدیهای خانواده رو گرفتم و فقط مونده برای ستیا که اونم الان به ذهنم رسیده براش خرگوش مینیاتوری بگیرم! راستکی ! دارم می گردم ببینم کجا دارن و آیا برام ارسال می کنن یا نه !نیشخند

امسال اولین باره که دارم هفت سین درست می کنم! اولین ساله که موقع تحویل سال تهرانیم اصلا! اولین بار سبزه انداختم امسال، با ماش ! یک موجود سبز و دراز و بی ریختی از آب دراومده که خدا می دونه ! دیروز مامانم واسم یه سبزه ی خوشگل با سنبل خرید. برای ماهی هم یه حوض سفالی گرفتم و دارم خودم کاشی کاری اش می کنم برای ماهی! این هم از این ! شیرینی و آجیل هم آماده اس! شاید وقت بذارم برای شکلات و شاید هم برم آماده بخرم. لباس دیدم همه چیز داریم هممون و هیچی نگرفتم. امسال سال خوبی بود، کلا من عقیده دارم سالی که همه خانواده ات سلامت و خوشحال باشند سال خوبیه، بی خیال همه چیز دیگه.

همه دارند خداحافظی می کنند و میرن. منم کم کم جمع و جور کنم. ایشالا سال جدید برای همه ما سال خوبی باشه. ایشالا خدا برای هممون بهترین رو بخواد توی سال جدید. ایشالا امسال سال برآورده شدن آرزوهای تک تکمون باشه، سال باز شده گره های زندگی مون، سال اتفاقات روشن و نوید بخش. سال خوب 94....

/ 16 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان عماد وعمید

سال نومبارک سالی سرشار از سلامتی وآرامش برایت آرزو دارم.شاد باشید.[قلب]

شهرزاد

پس امسال شیراز چی میشه؟ سال نو مبارک[ماچ]

رها

سلام سال نو با تاخیر مبارک [لبخند]

فروغ

سلام ستاره جون خوبی؟ستیا گلم خوبه؟ کجایی نیستی؟؟؟کم پیدایی خواهر؟

شهرزاد

تا کی بیایم وبت و نا امید برگردیم!! زود باش آپ کن دختر!! سال نویی چقدر تنبل شدی!![چشمک]

مریم

تقدیم به پدرم: آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو... بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو... پدر ای یاد تو آرامش من...! امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟! جانِ من زود بیا بغلم کن پدرم...! آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو... به خدا دلتنگم! رو به رویم بِنِشینی کافیست همه دنیا به کنار... گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. .. به سلامتي همه پدرها و شادي باباهاي سفر كرده

مریم

سلام عزیزم این متنو که خوندم یاد تو و پدرت افتادم شمارتو نداشتم برات وایبر کنم گفتم بیام اینجا برات بنویسم ...خدا بیامرزدشون و انشاالله عزیزانت در پناه خدا باشند ان شاالله

امیر

می بینم که فشار زندگی خودشو تو سال جدید نشون داده وادما نمی رسن اپ کنن .....[چشمک]...... راستی مسافرت دور دونیا تون کی انجام میشه ؟؟؟[خنده]....

سمیه

سلاااااااام خانووم خانوما[لبخند] کجایین شما[متفکر] یه کم مارو هم دریابید[بغل] آنا دلمون تنگ شده برات[ناراحت]

یه خانم عاشق

خیلی خوشحالم وبلاگ شما رو پیدا کردم و دارم میخونم. امیدوارم همیشه شاد و سلامت در کنار خانواده باشین