این یعنی....

محمد دو روزه رفته سفر و تا هفته ی دیگه هم نیست. دلم گرفته و حال و حوصله ندارم. اومدم خونه ی مامان اینا ! هر شب کلی حرف می زنیم و برنامه های نامزدی خواهرم  رو می چینیم. با اینکه بهم خیلی خوش می گذره اما انگار یه چیزی کمه و انگار هیچ کجا دیگه مثل خونه ی کوچولوی خودم نیست ، انگار نه انگار که حدود ٢٣ سال توی همین خونه و با همین خانواده شب و روز زندگی کردم! ای روزگاااااااار ! به خودم میگم : این یعنی احساسات یک زن متاهل که از خونه و همسرش دوره ! یه چیزی توی دلم افسرده است و گرفته ! یه چیزی که حتی صدای محمد از پشت تلفن آرومش نمی کنه‌.....

با کمک یه دوست خوب رژیم رو دوباره شروع کردم و پیشرفتم بدک نبوده ! واقعاً رقابت و داشتن همراه توی هر کاری خیلی پیش برنده است . مرسی خانوم گل!

/ 3 نظر / 11 بازدید
ستاره

سلام میدونم که چی میگی و تو دلت چی میگذره جاش خالی نباشه که البته میدونم قطعا" هست اما همین یه تحوله ..یه احساس خوب تعلق خاطر داشتن به وجود نازنینی که میشه یه اهرم باشه تو زندگیت ..خدا هر دوتا تون رو برای هم نگه داره...........تو بقیه موارد هم موفق باشی[شوخی]

آزاد برای همیشه..

سلام ستاره جون. سفر همسرت به خطر..چشم به هم بزنی برگشته.غصه نخور عزیزم.